مرد خوشقلبی که با نقشهای منفی بسیار
با ابتکارات واقعی برای دستیابی به توافقی عادلانه و متوازن به ژنو آمدهام
اکران نوروزی «نیمشب» «استخر» و «خانم والده»/رضا عطاران به سینما برمیگردد
دهکبندی از معیار دریافت یارانه حذف شد
رشد ۲۰ درصدی قراردادهای صنعتی در مناطق کمتر توسعهیافته
دعوت دکتر عارف از مردم برای حضور در مراسم چهلم جان باختگان حوادث دی ماه
تقویت هویت ملی و دینی، محور اصلی برنامههای آموزشوپرورش است
ایمنولوژی رسانهای کالبدشکافی تبانی و مهندسی تخریب در اقتصاد سیاسی روایتپول و اعتبار: هفتم فروردین ۱۳۲۴ پا به دنیا گذاشت. میگفت: در یکی از روستاهای بسیار خوش آب و هوای ایران به دنیا آمدم. باغات و مزارع بسیار زیادی داشت. از همان نوجوانی علاقه به نمایش دادن داشتم و در مدرسه تعزیه اجرا میکردم. با بچههای دبیرستان در نمایشهایی چون ابومسلم خراسانی بازی میکردم. اسماعیل خلج و فریدون نوری جزو بازیگران من بودند. به کلاس حمید سمندریان رفتم. من برادر کوچک آقای عباس جوانمرد به حساب میآمدم و گروه هنر ملی خانه دوم من بودم.
تسلط مرحوم «عنایت بخشی» به زبان انگلیسی از او یک معلم خوب زبان با درآمد مکفی ساخته بود ولی علاقه بیشتر وی به هنر بود و وی این راه را برگزید.
عشق به بازیگری باعث شد او پیه مرارت این کار را به تن خود بمالد. کار کردن در گروه هنر ملی از او هنرپیشهای زبردست ساخت: اکثر آدمهایی که الان دارند بار هنر مملکت را بر دوش میکشند از گروه هنر ملی بودند. بهرام بیضایی، بهمن مفید، رقیه چهره آزاد،خسرو شکیبایی، محمود دولت آبادی، پرویز فنی زاده و …. اولین گروهی هم که توانست در خارج از کشور تئاتر اجرا کند گروه هنر ملی بود.
بخشی روایت جالبی از ورود بازیگران تئاتر به سینمای کشور داشت: وجود کارگردانهایی مانند داریوش مهرجویی و مسعود کیمیایی باعث شد بازیگران تئاتر وارد سینما شدند. بازیگران متوجه شدند با این کارگردانها میشود کار کرد. چون آنها با کارگردانهایی که هر ۱۰، ۱۵ روز یک فیلم میساختند تفاوت داشتند.
داریوش مهرجویی بود که پای بخشی را به سینما باز کرد. بخشی میگفت: من معتقدم بازیگر دائما باید از آدمهای اطرافش ایده بگیرد، اتوبوس و تاکسی سوار شود، به قهوه خانه و جنوب شهر برود آدمها را ببیند، با آنها هم صحبت شود، مشکلشان را بداند، زندگیشان را تجزیه و تحلیل کند در اینصورت وقتی نقشی را بازی میکند نقش برایش پوست، گوشت واستخوان دارد.
وی در گفتگویی چنین اظهار کرده بود: تماشاگر نمیتوانست روی من مُهر بزند که فقط نقش خاصی را بازی میکنم زیرا نقشهایم کاملا متفاوت بودند. بهرام بیضایی جملهای درباره من گفته بود که برایم بسیار ارزنده است؛ اینکه عنایت بخشی بعد از ۲۵ سال در پیله یک موفقیت نپوسیده است و همچنان باطراوت و تازه است.
وی معتقد بود مسعود کیمیایی دین بزرگی بر گردن سینمای ایران دارد: کیمیایی سینما را با کارگردان به مردم شناساند یعنی زمانی در ایران هیچ کَسی نمیگفت برویم فیلم فلان کارگردان را ببینیم بلکه میگفتند برویم فیلم فردین، ناصر ملک مطیعی، بیک ایمانوردی را ببینیم اما مسعود کیمیایی با ساختن فیلم «قیصر» به مردم یاد داد که باید بروند فیلم کارگردانها را ببینند. از نظر من هنوز هم بازیگرها بهترین بازیهایشان را در فیلمهای مسعود کیمیایی ارائه دادند.
آنچه در نقشهای سینمایی و تلویزیونی بخشی بیشتر دیده میشد بازی در نقشهای ضدقهرمان بود. از چهره مرموز حکومتی گرفته در فیلم سناتور تا عبدالله بن وهب راسبی از بزرگان خوارج در سریال امام علی (ع). ولی خود بخشی روایت متفاوتی از شخصیتش داشت: من روحیات ظریفی دارم. عاشق کبوتران سپید، اسبان خوب و طبیعت بکر هستم. بگذارید این گونه بگویم تا خوانندگان بهتر درک کنند؛ اگر رشته مثبت از یک سیم برق با رشته منفی تماس برقرار نکند هرگز چراغی روشن نمیشود. یک درام هم زمانی مقبول میافتد که منفی قدرتمندی داشته باشد. اینجاست که باید هر چه دارید بر اجرای درست و کامل منفی قصه بگذارید. اگر بازیگری نتواند منفی مؤثری باشد قطعا بازیگر نیست و من به تمام بازیگران جوان پیشنهاد میکنم که به قهرمان قصه بودن فکر نکنند. به شهرت فکر نکنند و سعی کنند یک منفی خوب هم باشند؛ یک منفی آرام که میتواند دوستداشتنیتر از قهرمان قصه باشد.
این بازیگر البته برخی نقشهای خود را بیشتر میپسندید: چند نقش را دوست داشتهام. نقشی داشتم در فیلم تنگنا به کارگردانی امیر نادری، دیگری نقش مأمور امنیتی آرام فیلم شکار بود به کارگردانی مجید جوانمرد، و نقش کوتاهی که در فیلم مسافران ساخته بهرام بیضایی داشتم. البته نقشهای متفاوت متعددی وجود دارد که میتوانم به این فهرست اضافه کنم و همه را دوست دارم. نظر مردم را باید از خودشان پرسید، اما احساس میکنم نقش آمیرزا در سریال سایههمسایه و پهلوان قلیچ در مجموعه پهلوانان نمیمیرند در میان مردم بیشتر جا باز کرد؛ به طوری که تا سالها بسیاری من را در کوچه و خیابان آمیرزا صدا میزدند.
او دو پسر به نامهای اَبرَش و آرش دارد که البته آرش به موسیقی بسیار علاقهمند است. وی صاحب یک دختر به نام بنفشه هم بود که در ۲۵ سالگی جان خود را از دست داد.
عنایت الله بخشی چند روز پیش پس از یک دوره بیماری درگذشت.
روحش شاد و یادش ماندگار…
دیدگاهتان را بنویسید