صبرِ سنگینِ سینما؛ مبین رستگاری با «هورامان» به آرزوی دیرینه رسید
سالها تلاش در حاشیه امنِ امید و ناامیدی، سرانجام برای مبین رستگاری به بار نشست. این بازیگرِ سختکوش که دورانی طولانی را با عشق برای حضورِ اثرگذار در قابِ جادویی سینما پشت سر گذاشته بود، این روزها با فیلم سینمایی «هورامان» به کارگردانی میثم فلاح، فصل تازهای از کارنامهی هنریاش را رقم زده است.

پول و اعتبار / PVEرستگاری که نقشآفرینیاش در این اثر، نویدبخشِ حضورِ بازیگری توانمند است، با نگاهی به سالهای پُراز فرازونشیبِ فعالیتاش، با دلی آرام میگوید: «بالاخره سینمای روی خوش به من نشان داد.»
هورامان به عنوان نقطهعطفی در مسیرِ حرفهای او، گواهی است بر این حقیقت که در سینما، استمرار و ایمان به هنر، دیر یا زود راه خود را به سوی نور پیدا میکند.
در فیلم هورامان، رستگاری در نقش پدری ظاهر میشود که تمام عمر خود را وقفِ انتظار کرد؛ پدری که حتی با سپیدیِ موهایش، همچنان در انتظار بازگشتِ پسرِ از دست رفته است. او از پساتلخی جنگ میگوید؛ از جنگی که شاید در خاکریزها و جبههها تمام شده باشد، اما در قلبِ این پدر، همچنان شعلههای بیامانِ درد و تنهایی فروکش نکرده است.
مبین رستگاری دربارهی این تجربه عمیق میگوید: «نخستین چیزی که توجه مرا به این نقش جلب کرد، “صبرِ پدرانه” بود. شاید با این نقش تازه درک کنیم که پدرها چقدر دردِ پنهانی دارند که هرگز به زبان نمیآورند. بازی در این نقش، مواجهه با تنهاییِ مطلق است؛ جایی که بیخبری از پسر، روح و روان آدم را به نابودی میکشاند. در این اثنا، حتی مادر هم در میانِ رنج، خود را گم میکند، اما تنهاییِ پدر، عمیقتر و سنگینتر است. تنها یک امید میتواند او را از این ورطه تاریک نجات دهد: بازگشتِ دوباره پسرش و آزمون صبر و انتظار.
این نقش، فراتر از یک بازیگری ساده، واکاویِ مرزهای میانِ امید و ناامیدی در دلِ ویرانههای جنگ است؛ جایی که عشقِ پدرانه، تنها تکهای از حقیقت است که از میانِ خاکسترها باقی مانده است.
![]()
خبرنگار مهسا جلوه
منبع خبر: جمهور



