منافع فروش کاغذ با ارز دولتی صرف اصلاح زیرساختهای کتاب شود
مقابله با فرار بیمهای ۴۳۰ همتی تا وصول مطالبه ۲۰۰ همتی
هشدار درباره بارشهای فراتر از نرمال پاییز؛ مخاطرات النینو برای ایران
تنگههای هرمز و بابالمندب زنجیره تأمین انرژی جهان را به لرزه درمیآورند
انتقام خون امام شهید تا خروج آمریکا از منطقه و زوال رژیم صهیونیستی ادامه خواهد داشت
تیم ملی والیبال نشسته ایران قهرمان جهان شد
پالایشگاه آبادان نماد مقاومت صنعت نفت ایران است
منابع دولتی به بخشهای تاثیرگذار اختصاص یابدبه گزارش پول و اعتبار، جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به امنیت آبراهههای بینالمللی وابسته است؛ آبراهههایی که بخش قابل توجهی از انرژی، کالا و زنجیره تامین جهانی از آنها عبور میکند. در میان این مسیرها، تنگه هرمز و بابالمندب جایگاهی بیبدیل دارند؛ دو گلوگاه راهبردی که هرگونه اختلال در آنها میتواند بازارهای جهانی انرژی را دچار شوک، هزینه حملونقل را چند برابر و اقتصادهای بزرگ جهان را با موج تازهای از تورم و رکود مواجه کند.
اگرچه ایران نیز از هرگونه تنش و اختلال در این مسیرها متأثر خواهد شد، اما وابستگی شدید اقتصادهای صنعتی و مصرفکنندگان بزرگ انرژی به این آبراههها سبب شده است بسیاری از کارشناسان معتقد باشند بازندگان اصلی هرگونه بحران در هرمز و بابالمندب، آمریکا و اقتصادهای بزرگ آسیایی و اروپایی خواهند بود.
تنش در تنگههای هرمز و بابالمندب، اقتصاد جهانی را از طرق مختلفی تحت تأثیر قرار میدهد که در ادامه به مهمترین آنها میپردازیم.
شوک به قیمت جهانی انرژی
نخستین و مستقیمترین تأثیر، افزایش شدید قیمت نفت و گاز طبیعی است.
تنگه هرمز به عنوان شاهرگ حیاتی انرژی جهان، روزانه حدود ۲۰ درصد از کل نفت جهان از آن عبور میکند و حدود ۳۴ درصد از صادرات نفتی جهان از این مسیر انجام میشود. تنگه بابالمندب نیز حدود ۱۲ درصد از محمولههای نفتی دریایی و ۸ درصد از الانجی جهان را عبور میدهد .
تهدید اصلی، بسته شدن همزمان این دو آبراه است. مقامات ارشد یمنی (حوثیها) هشدار دادهاند که این اقدام میتواند قیمت نفت را به ۲۰۰ دلار در هر بشکه برساند که فاجعهای اقتصادی خواهد بود .
پیش از هر بستهسازی کامل، افزایش حق بیمههای جنگی تا ۱۰ درصد ارزش بدنه کشتی، هزینه حمل را به شدت بالا برده است و عملاً بسیاری از کشتیها را از عبور از این مناطق منصرف کرده. برای نمونه، حق بیمه یک کشتی نفتکش بزرگ به تنهایی از کل هزینه کرایه آن فراتر رفته است .
اختلال در زنجیره تأمین جهانی و افزایش هزینهها
اقتصاد جهانی به شدت به حملونقل دریایی وابسته است (بیش از ۸۰ درصد حجم تجارت جهان) و این تنگهها نقاط گلوگاهی این سیستم هستند .
تغییر مسیر کشتیها: با افزایش تنش، شرکتهای کشتیرانی مجبور به تغییر مسیر کشتیها از دماغه امید نیک در آفریقای جنوبی میشوند. این کار مسافت سفر را ۶,۰۰۰ تا ۱۱,۰۰۰ مایل دریایی افزایش میدهد و زمان سفر را ۱۰ تا ۱۴ روز بیشتر میکند .
افزایش هزینهها: این تغییر مسیر منجر به افزایش چشمگیر هزینههای سوخت، نیروی انسانی و بیمه میشود. شاخص حمل کانتینری شانگهای در پی این آشفتگیها بیش از دو برابر شد. هزینه کرایه کشتیهای نفتکش در مسیرهای کلیدی تا ۴۶۷ درصد افزایش یافته است .
تأثیر بر همه کالاها: این افزایش هزینه تنها به نفت محدود نمیشود و قیمت تمامشده کالاهای مصرفی، مواد اولیه و قطعات صنعتی را در سطح جهان افزایش میدهد.
افزایش سرسامآور هزینههای بیمه
بحران در این تنگهها، بازار بیمه دریایی را با چالش بیسابقهای مواجه کرده است.
افزایش چندبرابری حق بیمه: حق بیمه ریسکهای جنگی در منطقه خلیجفارس و بابالمندب به شدت افزایش یافته است. این نرخها در مقایسه با دوره پیش از بحران، تا ۸ برابر بیشتر شدهاند .
عدم پوشش بیمهای کامل: بسیاری از بیمهنامههای استاندارد، خسارتهای ناشی از جنگ را پوشش نمیدهند و این موضوع، ریسک مالی عظیمی را متوجه صاحبان کالا میکند .
نااطمینانی پایدار: فعالان بازار معتقدند که حتی با کاهش تنشها، بیمهگذاران برای کاهش حق بیمهها به دوره طولانیمدت ثبات نیاز دارند .
در یک جمعبندی کلی، تشدید تنش در این دو آبراه استراتژیک، یک تهدید چندوجهی برای اقتصاد جهانی است که میتواند از طریق کانالهای انرژی، تجارت و هزینههای مالی، به بحرانی با ابعاد بیسابقه تبدیل شود.
همچنین تحولات سالهای اخیر بار دیگر نشان داده است که امنیت انرژی جهان همچنان به غرب آسیا وابسته است و هیچ مسیر جایگزینی تاکنون نتوانسته نقش تنگه هرمز و بابالمندب را به طور کامل ایفا کند. از این رو، هرگونه تشدید تنش در این دو آبراهه میتواند اقتصاد جهانی را با شوکهای عمیق مواجه کرده و بار دیگر اهمیت ژئوپلیتیکی منطقه را در معادلات بینالمللی برجسته سازد. در چنین شرایطی، آنچه بیش از گذشته آشکار میشود این است که ثبات اقتصاد جهانی، امنیت انرژی و پایداری زنجیرههای تامین، بیش از هر زمان دیگری به امنیت این دو شریان حیاتی گره خورده است؛ شریانهایی که اختلال در آنها نه تنها کشورهای منطقه، بلکه کل اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
دیدگاهتان را بنویسید