یکشنبه / ۲۵ مرداد / ۱۴۰۵
×

سعید جابری انصاری؛ کارشناس مسائل استراتژیک

خیابان؛ تلاقی حکمت رهبری و اراده مردم
  • کد نوشته: 18949
  • 25 مرداد 1405
  • دیدگاه‌ها برای خیابان؛ تلاقی حکمت رهبری و اراده مردم بسته هستند
  • تجمعات شبانه مردمی در روزهای منتهی به جنگ رمضان و پس از آن را نمی‌توان صرفاً در چارچوب یک حضور اجتماعی یا تجمع اعتراضی تحلیل کرد. این حضور گسترده، به نمادی از همبستگی ملی و تبلور اراده عمومی در حمایت از استقلال، امنیت و منافع ملی تبدیل شد؛ جایی که «قدرت مردم» در کنار «حکمت رهبری» به یک پشتوانه مهم برای کشور در عرصه داخلی و خارجی بدل گشت.
    تجربه تاریخی ایران نشان داده است که هیچ راهبرد سیاسی و دیپلماسی، بدون اتکا به سرمایه اجتماعی و پشتوانه افکار عمومی، نمی‌تواند به موفقیتی پایدار دست یابد. مذاکره‌کننده زمانی از قدرت چانه‌زنی بیشتری برخوردار است که بداند در پشت میز مذاکره، جامعه‌ای آگاه، منسجم و مسئولیت‌پذیر از منافع ملی دفاع می‌کند. از این منظر، حضور مردم در صحنه تنها یک نمایش جمعی نیست؛ بلکه می‌تواند بیانگر میزان همراهی جامعه با تصمیمات کلان کشور باشد.
    حضور شبانه مردم در میادین ، زمانی به قدرت ملی تبدیل می‌شود که از هیجان مقطعی فراتر رود و به انسجام اجتماعی، مسئولیت‌پذیری و دفاع عقلانی از منافع کشور پیوند بخورد. چنین حضوری پیامی روشن برای جهان دارد؛ تصمیمات راهبردی کشور از پشتوانه اجتماعی برخوردار است و مردم در بزنگاه‌های تاریخی نسبت به سرنوشت ایران بی‌تفاوت نیستند.
    این سرمایه اجتماعی، البته مسئولیتی متقابل را نیز متوجه مسئولان می‌کند. اگر خیابان نماد حضور و اراده مردم است، مسئولان نیز باید فاصله میان جایگاه رسمی و جامعه را کاهش دهند و در کنار مردم حضور واقعی و ملموس داشته باشند. حضور میدانی مسئولان، بیش از آنکه یک اقدام نمادین باشد، می‌تواند نشانه‌ای از همدلی، پاسخ‌گویی و همراهی با مطالبات و نگرانی‌های جامعه باشد.
    در چنین شرایطی، مهم‌ترین وظیفه مسئولان، حفظ و تقویت سرمایه اجتماعی است. هر اندازه فاصله میان مردم و مسئولان کمتر شود، امکان بهره‌برداری جریان‌های معاند از شکاف‌های اجتماعی نیز کاهش خواهد یافت. وحدت ملی زمانی معنا پیدا می‌کند که مردم و مسئولان خود را در یک جبهه مشترک و در برابر تهدیدها و چالش‌های کشور، هم‌مسیر بدانند.
    از سوی دیگر، قدرت ملی صرفاً با تعداد افراد حاضر در خیابان سنجیده نمی‌شود. اقتصاد قدرتمند، دیپلماسی فعال، اعتماد عمومی، انسجام اجتماعی، توان دفاعی و کارآمدی نظام حکمرانی، اجزای به‌هم‌پیوسته قدرت یک کشورند. بنابراین اگر حضور مردم قرار است به یک پشتوانه پایدار برای کشور تبدیل شود، باید در کنار آن، مسئولان نیز برای حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی، افزایش کارآمدی و تقویت اعتماد عمومی گام‌های عملی بردارند.
    امروز خیابان می‌تواند نماد یک پیام مهم باشد؛ ایران در بزنگاه‌های تاریخی، بیش از هر چیز به انسجام و همبستگی نیاز دارد. تلاقی اراده مردم با تدبیر و حکمت رهبری، زمانی می‌تواند به یک قدرت واقعی و ماندگار تبدیل شود که در عرصه عمل نیز با مسئولیت‌پذیری مسئولان، تقویت اعتماد عمومی و دفاع هوشمندانه از منافع ملی همراه شود.
    در نهایت، قدرت یک ملت نه فقط در حضور آن در میدان، بلکه در توانایی تبدیل این حضور به «انسجام»، «اعتماد» و «قدرت تصمیم‌گیری» متجلی می‌شود. خیابان اگر به نماد وحدت ملی تبدیل شود، می‌تواند پشتوانه‌ای برای سیاست داخلی و دیپلماسی خارجی باشد؛ اما حفظ این سرمایه، نیازمند آن است که مسئولان در سراسر کشور نیز در کنار مردم بایستند و فاصله میان «مردم» و «حاکمیت» را به با حمایت از این تجمعات میدانی به حداقل برسانند.

    دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.